حال و روزم
-
تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 4:25
سلام انقدر مشکلات زیاده که یادم رفته بود همچین جایی هست بدنم درد میکنه بند بند استخونان انگار میخواد بشکنه . بعد اون همه روز قرنطینه . اوه یادم رفته بود بگم کرونا گرفتم هم خودم هم مهدی و هلما . حالا هم قرنطینه تموم شد ولیییی دردم نهکاش میشد تمان مردایی که دست بلند میکنن رو زن رو حذف کرد . اره کتک خو...
دل خستم
-
تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 4:25
سلام سلام به تویی که داری این الان میخونیدلم تنگه ولی لج کردم با خودم و همه چی . بدنم هنوز کبوده از کتکایی که چند شب پیش خوردم ولی بیخیال من سحرم همیشه جنگیدم میدونم کم آوردم ولی بازم میگذره . من دنیامو میدم اونیکه دنیامه لبش بخندههمش منتظرم حالا که ۲ روز مونده به تولدمه . خودت خوب میدونی منتظر چی
تولدم مبارک
-
تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 4:25
سلامامروز تولدمه و من ۲۹ ساله شدم تو روز تولدم حس میکنم یه چیز کم دارم . نمیدونم شده کسی رو از ته ته ته قلبتان دوست داشته باشید ولی بدانید سهم هم نیستید .من و اون سهم هم نیستیم و نبودیم . ما خیلییی شبیه به همیم . خیلی بهم شباهت داریم ولی سهم هم نیستیم اگر بازم یادت هست منو میخوام بهت بگم که آرزو میک...
ارزو
-
تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 0:16
سلام میخوام بگم از ارزوم . ارزویی که هر شب و هر ثانیه بهش فکر میکنم یکی از دوستان الان اگر اینجا بود میگفت دهنتو ببند سحر . ولی من میخوام به ارزوم برسم چون توان رو به رویی با مشکلات زیادم رو ندارم دیگه . خسته شدم . من سحر کماوردم . خدایا اگر صدامو میشنوی چاره کنیا علی
زندگی بر وفق مرادم
-
تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 0:16
سلام سلامخوبین ؟ من یه مادرم و حاضرم خودم بمیرم ولی بچم هیچ چیزش نشه مادری که میخواد شاد باشه ولی نمیزارن . امیدوارم هیچکس هیچ جای دنیا ناراحت و افسردع نباشه مثل من . خسته ترینم از نظر حال و احوالیا علی
عشق
-
تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 0:16
سلام امیدوارم حال دلتون خوب باشه من خوب نیستم . اینجا شده تنها جایی که توش میتونم راحت حرفمو بزنم بدون اینکه کسی بشناستم یا تنبیه بشم یا هر چی خسته ام . از اینکه توضیح بدمخسته ام . توضیح اینکه ثابت کنی عاشقی . ثابت کنی دوستش داری به خداوندی خدا دوستت دارم دیونه دلم میخواد اینو فریاد بزنم . من خر عاش...
❄❄
-
تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 0:16
عشق یعنی امید ، یعنی طراوت باران ، یعنی سفیدی برف ، یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن !سلامصبح برفیتون بخیر❄❄❄
رفت
-
تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 0:16
سلاممن دوباره شکستم تموم شد . بازم رفت ولی اینسری پلای پشت سرشو خراب کرد با حرفاش . همه میگنگریه نکن و ناراحت نباش ولی بهم حق بدید چون من نفسم رفت . زندگیم رفت . یار و عشقم رفتدعا کنید برامیاعلی.
روز پر نشاط
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 1:12
سلام . خوبید ؟! ممم بد نیستم . فقط دلتنگ یکی یدونه حامیمم . فرناز جونم ممنون بابت همه چی مرسی که دلداریم میدی . بابت بودن یه سری ادما تو این روزا خدارو شکر میکنم . بازم مرسی شبتون خوش یا علی
فضولی ممنوع
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 1:12
سلام . خوبید ؟ منم بد نیستم فقط عصبیم از دست یه سری ادم مزخرف که به خودشون اجازه دخالت تو زندگی مردم رو میدن . امشب رفتیم به خاله این عتیقه سر بزنیم . بقیه یکی از خاله هاشم بود من یاکت نشسنه بودم که یهو بحث بچه شد و اینا شروع کر دن گیر دادن به من که ۶ ساله خجالت بکشید بسته دیگه . من خیلی تو جمع ساکت...
روز رفتن
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 1:12
روزی که داشت میرفت گفت که میرم میام ، زود زود ولی یه حسی بهم میگفت آخرین باره . دلم میخواست بگم هر چی تو دلم بود رو . دلم میخواست بگم تا راحت شم . حسی بهم میگفت نزارم بره حتی شده التماسش کنم که نره ولی مثل همیشه نشد . نشد که جلوی رفتنشو بگیرم . رفت و.......... رفت و روزهاست که منتظرم برگرد ای بی همت...
حال دلم خرابه
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 1:12
سلام . خوبید ؟ من واسه اولین بار خوشحالم . چون تونستم یه کار مثبت کنم اونم اینه که به حسین گفتم دیگه نمیخوامش به هیچ وجه .امیدوا م دیگه یادم نیوفته چون بهش اینسری میگم که مزاحممه . از بودنش ناراضیم . حالم ازش بد میشه .خیلی دلم میخواد برم یه جایی انقدر گریه کنم و داد و بزنم تا بلکه یخورده اروم بشم . ...
شب نوشت
-
تاریخ: 1397/4/10 ساعت: 14:17
سلام خوبید ؟ من افتضاحم . حس و حالم خیلی بده . روحیم افتضاحتر . لج کرد
اغوش گرم
-
تاریخ: 1397/2/12 ساعت: 16:50
سلام . شبتون بخیر . خوبید ؟ حالم خرابه . خیلی سخته دلت یه چیزایی رو بخواد که ممنوعه . دلم میخواد اون چیزی رو که ممنوعه . خیلی سخته با دیدن و شنیدن هر چی که بهش مربوطه روانی میشم . سختمه . کادوی ولنتاینی که خریدم مونده تو دستم . چند وقت پیش از حرصم کادوی تولدشو انداختم بیرون فکر نکنید که بی ارزش بود ...
افسردگی
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 18:22
سلام عزیزانم . خوبید ؟ خیلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی باید منو ببخشید که این مدت نبودم . شرمنده ! از خودم بگم که تو این مدت چیکار کردم : تو این مدت امتحانای پایان ترم رو به بهترین شکل به پایان رسوندم که خدا رو شاکرم .بعد خانواده محترم مامانبزرگم یعنی خاله و دایی و بچه هاشون اومدن اونم
یه خبر مهم
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 18:22
سلام .خوشحال تر از همیشه اومدم که یه خبر توپ بدم . مادرشوهرم به خواهراش گفته که منو باهاش اشتی بدن ولی کورخونده . مهدی ظهر زنگ زد و گفت میام دنبالت که بریم خونه ی ما منم گفتم نمیام . بعد گفت مهمون داریم . دو تا خاله هام میخوان بیان بازم حرف خودمو زدم که گفت اونا نمیدونن در صورتی که سه ُ چهار روز پی
زندگي جديد من
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 18:22
سلام . سلامي به گرمي آفتاب .اومدم با کلي اتفاق ، مخصوصا اتفاقاي خوب خوب . من با وجودکش مکش هاي فراوون بالاخره با همسر اومدم زير يک سقف و عروسي کردم و از اين امر بسيار خوشحالم . عفي جون قصه ي ما خيلي تلاش کرد که من از پسرش جدا بشم و موفق نشد . الان که اينجا و دارم براي شما مينويسم نزديک به شش ماهه ک